برابر‌های واژه خداحافظی کردن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

خداحافظی کردن

برابر‌های پارسی

(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن

واژه «خداحافظی کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن» می‌باشد.

به جای «خداحافظی کردن» بگوییم «(از کَسان) بِدرود گُفتَن، خُدانِگَهدار گُفتَن، بِدرودگویی؛ پَسوازی (بدرقه)؛ (از مکان) بار بَستَن»

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

تسک بار

چم: نَوارِ هَرگ

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید